چند تجربه از آمایش سرزمین در فرانسه
و نتایج متغیٌر آنها
اولین تجربه های آمایش سرزمین در فرانسه آنقدرها هم متعدد نبوده اند؛ و در واقع اقداماتی محدود و زودگذر بوده اند؛ مثل « برنامه ملی آمایش سرزمین » در سال 1957 میلادی برابر 1336 شمسی ، تا آن که بعدا" استراتژی بسیار پر بحث و فحصی در باره آن مدوٌن شد ( در زمان حکومت ژنرال دوگل با تاسیس « هیئت نمایندگی امور آمایش سرزمین و تحرکات منطقه ای » و اقداماتی که آن هیئت انجام داد ) .
از آن جدید تر موضوع رها ساختن برنامه آمایش سرزمین ( برنامه سال 1993 میلادی برابر با 1372 شمسی که اجرائی نشد ) است ؛ تجربه ای که بر انصراف از یک استراتژی گسترده و همه جانبه برای تمام سرزمین فرانسه ، مهر تائید زد . از آن زمان به بعد دولت فرانسه بیشتر همٌ خود را در بخش های خاصٌی که از نظر سرزمینی مشکلات بیشتری دارند مصروف می دارد ( گرایشی که از اوایل دهه 1980 ، و با توجه به مسائل حادتر محله های سیاسی - اداری در شهرها ، مسائل روستائی ، و معضلات حوزه های صنعتی تحت بازسازی ، بیش و بیشتر افکار دولتیان را به خود معطوف داشته است ) .
آنگاه ، و صرفنظر از طرح های زیربنائی جاده ای و راه آهن که بنا به مصوبه های اوٌل آوریل 1992 ، و مبتنی بر قانون هدایت حمل و نقل داخلی که درتاریخ 30 دسامبر1982به تصویب رسید ، می رسیم به قانون هدایت حمل ئو نقل مورخ4 فوریه 1995 ( قانون پاسکه ) که اصلاحات و بهبودبخشی به «طرح ملٌی آمایش و توسعه سرزمین » را به صورتی بسیاربلند پروازانه در نظر داشت و البته سریعا" شکست خورد و متقاعد شد . با اینهمه به مقیاس هائی آمایش سرزمین هنوزهم در فرانسه وجود دارد ، مثل :
* روند جدید تجدید نظر در طرح هادی منطقه ایل - دو - فرانس ( پاریس) ، طرح هادی جزیره کُرس در جنوب فرانسه ، و طرح های هادی سرزمین های ماوراء بحار فرانسه .
* رهنمود ( دستورالعمل های کلٌی ) سرزمینی آمایش ( دتا ) از ماده ال 111 - 1 - 1 قانون شهرسازی فرانسه .
طرح منطقه ای آمایش و توسعه سرزمین ( سرادت ) ، به مثابه یک سرزمین مستقل ، بنا به قانون ُوی نه .

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در سه شنبه هفتم مرداد 1393 |
 

به مبارکی و میمنت عید سعید فطر 1435 ه . ق ، وبلاگِ
مبنا : آمایش شهری و منطقه ای ( مدیریت و برنامه ریزی نواحی شهری بنا به آمایش )
ازاوٌل مرداد 1393شمسی افتتاح شده است
از پیشنهادات شما در تشکیل بهتر و تکمیل آن استقبال میکنیم

 

 

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در جمعه سوم مرداد 1393 |

 

 

ابزارهای اصلی آمایش سرزمین در فرانسه :


تعیین حدود
ساماندهی املاک روستائی
شورای معماری ، شهرسازی و حفاظت محیط زیست
حفاظت سواحل کشور
حفاظت محوطه ها ( مثل محوطه آثار باستانی چون محوطه تخت جمشید یا محوطه مقبره کو روش در ایران )
محدودیت های ساختمانی
اعلان خطر ها
طرح هادی آمایش سرزمینی
عوارض ساختمانی بر ساخت و سازها
مطالعات عمومی برای حفاظت از محیط زیست
فضاهای طبیعی آسیب پذیر
قرارداد های شهری همآهنگی اجتماعی
مطالعه تاثیرات آمایش، معیارهای توسعه متوازن ، معیارهای حفاظتی
قانون سواحل کشور
بنا بزرگ و ارزشمند تاریخی
پارک ملی
پارک طبیعی منطقه ای
جواز آمایش
پروژه عام المنفعه
برنامه منطقه ای کمک به مسکن اقشار محروم
برنامه محلی شهر سازی
سافر
تصویری کلٌی از آمایش منطقه ای
تصویری کلی از آمایش دز هر بخش
تصویری کلی از هماهنگی مورد نظر بین مناطق متفاوت کشور
طرح هادی آمایش و مدیریت آبها
طرخ منطقه ای همآهنگی اکولوژیکی
سیستم اطلاعات جغرافیائی
تعیین مناطق سبز و مناطق آبی در سرزمین

* از ویکیپدیا به زبان فرانسه آمده است که امٌا معادل یا ورژن به زبان انگلیسی آن در تمام اینترنت یافت نمی شود ؛ آفتاب آمد دلیل آفتاب ؛ آمایش سرزمین به زبان انگلیسی عملا" وجود خارجی ندارد ...

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در جمعه سوم مرداد 1393 |

 

قطب های توسعه


مجموعا" سیاستگذاری آمایش سرزمین در کشور مهدِ آن ، یعنی فرانسه ، با یک آمایش فوردیست سرزمین مطابقت می کند . تشکیلات اداری جدیدی که در آن کشور تاسیس شدند ، به ویژه هیئت آمایش سرزمین و تحرٌک منطقه ای ، ( داتار ) که در سال 1963 تاسیس شد ، در خدمت سیاست و مدیریت توسعه به صورت سرازیر شدن امکانات و وظایف از محل های برخوردارتر به محل های محروم تر ( نظریه ای اقتصادی که از نظریه قطب های اقتصادی فرانسوا پرو اقتباس شده است ) قرار گرفتند . این نظریه بر مبنای ریزش امکانات از محل های بزرگتر به محل های کوچکتر بود و به این ترتیب در شبکه ای شهری که در آن شهرهای برخوردارتر و شهرهای محروم تر مشخص می شدند جریان می یافت ( برنامه پنجم فرانسه ) . از سال 1964 با در نظر گرفتن هشت متروپل ، یا در واقع قطب های توسعه در سرزمین فرانسه ، که به منظور ایجاد حتی الامکان تعادلی هرچه بیشتر در میزان توسعه مناطق کشور منظور شدند ؛ برخی از شهرها را نیز مکمل یکدیگر ساختند تا به این ترتیب هشت قطب توسعه آمایشی کشور فرانسه را تعیین کنند :
لیل - روبه - تورکوآین
متز - نانسی
استراسبورگ
نانت - سنت ناظر
لیون - سنت اتین - گرونوبل
بوردو
تولوز
مارسی
در کنار این قطب های توسعه ملی شهرهائی هم به عنوان مراکز منطقه ای و در واقع رده ای بعدی از قطب های توسعه در نظر گرفته شدند ؛ چون :
رن
نیس
دیژون
کلرمون فران
که بیشتر به منظور خدمت رسانی به شهرها و روستاهای اطراف خود ، آنها نیز دارای زیربناها و تاسیسات عمومی ئی قابل توجه شدند .

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در جمعه ششم تیر 1393 |

 

مبانی نظری آمایش سرزمین در فرانسه


در فرانسه که سند آمایش سرزمین توسط دولت تهیه ، تدارک و اجرا می شود بنا به عقیده ی جغرافیدان مشهوری بنام ژاک لِوی با چهار مکتب نظری با آمایش سرزمین برخورد شده است :
- فیزیوکراتها که تقریبا" نخستین ،اصولی ترین ، مرتبط ترین و مهم ترین مکتب همبسته با سیاستهای آمایش سرزمین بشمار می روند . منطق آنان در آمایش سرزمین گرایش به مردم اقشار آسیب پذیر در مناطق محروم ، و آرمانشان در این را « کاهش شکاف های توسعه ای بین مناطق مختلف جغرافیائی نابرابر کشور » است .
- دولتگرایان که منطقشان در ضرورت دخالت دولت در تمام امور و شئون سرزمین به منظور حکومت کامل و مدیریت بر آن ، و آرمان ایشان نیز ، به خصوص به دلایل سیاسی و حفظ وحدت و تمامیت کشور بر کاهش نابرابری های منطقه ای - جغرافیائی است .
این دو جریان فکری - سیاسی - اقتصادی ، و به خصوص دولتگرایان ، که شاید مجموعا" چپگرا نیز خوانده شوند ، مهمترین جریانهائی هستند که به سیاست های آمایش سرزمین به مفهوم نخستین و اساسی و اصولی آن گرویده به آمایش سرزمین در فرانسه دوام و قوام بخشیده اند و از این نظر تفاوتهائی اساسی با برنامه های شهری - منطقه ای در نظام های سرمایه داری تری چون ایالات متحد و پادشاهی متحده انگلستان یافته اند .
- لیبرالها که منطقشان همان منطق بازار و بنابراین رشد اقتصادی یا در واقع سود بیشتر به هرقیمت و حتی بی قیمت افزایش نابرابری ها بین اقشار مختلف مردم و بیش و بیشتر شدن شکاف های توسعه ای بین مناطق به اصطلاح محروم و مناطق برخوردار بوده است . این گروه در دهه 1380 با حکومت ژیسکاردستن راستگرا و متمایل به سیاستهای ریگانیسم در ایالات متحد و تاچریسم در انگلستان ، متهم به انحراف آمایش سرزمین در فرانسه از مقاصد اولیه و اصلی خود شده اند .
- شهرگرایان که همه چیز را از ورای عوامل لازم در زندگی شهری می بینند و بنابراین بسیاری از نابرابری های بین منطقه ای و درون شهری را امری طبیعی میشمارند و تقریبا" به هیچوجه دغدغه ی کاهش شکاف بین مناطق شهری و مناطق سرزمین را نداشته و ندارند .
این دوگروه اخیر را معمولا" جزو راستگرایان و طرفداران واقعی سرمایه داری نیز شمرده اند .
این دوگروه حتی در فرانسه سعی داشته اند تا مفاهیم برنامه ریزی شهری و منطقه ای - مدیریت سرزمین
.territorial management
برنامه ریزی فضائی space planning

. - کاربری زمین landuse planning
و... را به جای مفاهیم اصولی آمایش سرزمین نشانده آمایش سرزمین را به نفع افکار و خواست های راستگرایانه - سرمایه داری شخصی خود مصادره نمایند ؛ و گاه آمایشی برای سرزمین ارائه داده اند که در عمل « ضد آمایش » بوده است .

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در پنجشنبه پنجم تیر 1393 |

 

 

مبانی سیاست آمایش سرزمین

در حکومت متمرکز فرانسه

 

در کشور متمرکز فرانسه ، بحث سرزمین یا بُعد جغرافیائی، مکانی و فضائی  ، با توجه خاص به « امورعمومی » پس از دوجنگ بین الملل و تخریب های حاصله ، و ضرورت اقدامات دولتی در پرداختن به آنها از سال 1950 شروع شد .

نخستین تعریف مشهور و معتبر از آمایش سرزمین :

تعریف آمایش سرزمین در سال 1950  توسط اوژن کلودیوس - تپیت کاملا" گویای این سیاست است :

آمایش سرزمین ، مطالعه بهترین وضع توزیع جمعیت سرزمین در سراسر آن با توجه به منابع طبیعی و فعالیت های اقتصادی است .

این تعریف که جغرافیای جمعیت - جغرافیای منابع طبیعی - و جغرافیای اقتصادی را به ذهن می آورد سه آرمان اساسی را در بر میگیرد :

 

اهداف آمایش سرزمین :

 

- پاسخگوئی به توقعات مردم به استقرار عدالت اجتماعی در تمام نقاط کشور و اصلاح نابرابری های موجود .

- پاسخگوئی به توقعات اقتصادی مردم در تامین اشتغال ، افزایش تولید ، و... کاهش نرخ تورم ، و...

- ترجمان شیوه تفکر تقسیم کار و وظایف و تخصصی کردن امور برحسب مناطق جغرافیائی یک سرزمین .

به این ترتیب سرزمین کشور در قلب یک بینش فوردیستی (1) قرار می گیرد : « تقسیم کار اجتماعی » میبایست با « تقسیم کار و وظیفه بین مناطق متفاوت جغرافیائی » هماهنگ شده انطباق داشته باشد .

این دیدگاه در دستگاه دولت فرانسه و اصولا" در نظام سیاسی - اداری جمهوری فرانسه ، مورد اِعمال قرار گرفت و به جای یک وزارتخانه ( وزارت بازسازی کشور و شهرسازی ) دو وزارتخانه ی مکمل یکدیگر تاسیس شدند :

- وزارت آمایش سرزمین فرانسه

- وزارت امور ( تاسیسات و تجهیزات ) عمومی

برای دولت فرانسه در حوالی سال 1950 ، آمایش سرزمین به عنوان تصدی « بُعد مکانی برنامه ریزی » وارد عمل شد .

 

بنا به نخستین دیدگاهها :

 

سرزمین کشور یا به طور کلی هرجا که سرزمین خوانده می شود باید به نحوی ساماندهی شود که هرفعالیت اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی در آن در مناسب ترین مکان جغرافیائی خود قرار گیرد . بنابر این « سرزمین » به عنوان جغرافیای فعالیتها ، پایگاه و رشد اقتصادی است . سرزمین سیستمی است که اجازه می دهد تا آن رابنا به مناطق یا فضاهای جغرافیائی خاصی که دارد تقسیمبندی کنیم . مناطقی هستند که مناسب انجام امور حکومتی ( تاسیسات دولت و... ) هستند ، مناطقی هستند که مناسب فعالیت اقتصادی هستند و باز بین آنها مناطقی بیشتر به کار کشاورزی می آییند ؛ مناطقی بیشتر به کار صنایع و...یعنی همان منطقی که بنابر آن در سال 1954 مناطقی در فرانسه تشخیص داده شدند ؛ پاریس را بیشتر به امور حکومتی اختصاص دادند و صنایع را تحت عنوان تراکم زدائی از آن شهر به سایر نقاط فرانسه فرستادند . 

سیاست تمرکزگرا ؛ امٌا نه حاکمانه ( استبدادی )

آمایش سرزمین به سبک اصلی خود در فرانسه « محرٌک » است و نه حکم و فرمان . مثلا" اگر در شوروی سابق سیاست های مشابهی به منظور رسیدگی به مناطق و شهرهای کمتر توسعه یافته و روستاها و صورت میگرفت حاکمانه و به امر دیکتاتوری پرولتاریا بود ؛ حال آنکه سیاست آمایش سرزمین در فرانسه محرک است ، مشوق است ، به راهی که بنا به مطالعات ژرف و گسترده درست بنظر رسیده است ارشاد می کند و نه مجبور .

 

(1) نگاه کنید به کتاب « اصول مدیریت علمی » نوشته فردریک وینسلو تیلور ، ترجمه محمد علی طوسی .

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در چهارشنبه چهارم تیر 1393 |

 

آمایش سرزمین قبل از هرچیز یک « سیاست » ، و جایگاه اصولی آن در « مدیریت دولتی » است ؛ و شاید بدین لحاظ تولیت اصلی آن در جمهوری اسلامی ایران در بخش « تصمیم سازی » ( کارشناسی ) برعهده ی « سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور » ، و در بخش تصمیمگیری یا سیاستگزاری ، برعهده ی « مجمع تشخیص مصلحت » ؛ و نهایتا" در بخش قانونی شدن بر عهده ی مجلس شورای اسلامی قرار گرفته است .
در ایران چون اصولا" اصطلاح آمایش سرزمین از  'aménagement du territoire   . فرانسه ترجمه شده است، و ، درسال 1353 ، این سیاست از فرانسه اقتباس شده است . قاعدتا" مکتب اساسی آن که در فرانسه واقع بوده است ، یعنی :
استقرار عدالت بر اساس مناطق جغرافیائی کشور
کاهش شکاف توسعه ای بین مناطق باصطلاح محروم و مناطق برخوردار ، روستا ها و شهر ها ، سایر شهرها و تهران ، و...
جلوگیری از پیامدهای ناگوارشکاف های توسعه ای از لحاظ تحرکات سیاسی یا لااقل تحرکات جمعیتی ؛ و در نتیجه خالی ماندن روستاها و عاطل مانده منابع طبیعی از یک طرف و ازدحام جمعیت در شهرهای بزرگ با پیامدهائی چون کمبود آب ، ترافیک ، آلودگی هوا ، بزهکاری های اجتماعی ، و..
در مدٌ نظر دانشگاهیان و کارشناسان وطندوست و مردمگرای پیشنهاد دهنده بوده است ؛ و نه مشابه های آن ( اگر وجود داشته اند ) در سایر کشورها، مثلا" در پادشاهی « متحده » انگلستان که نه رشته ای تحصیلی به این نام و درجهت عدالت اجتماعی وجود دارد ؛ نه مرکزی مطالعاتی و نه اراده ای در اتخاذ و اجرای اینگونه سیاست ها که اصولا" با سرمایه داری انگلستان منافات هائی اساسی دارند .

             کشورها یا ایالات متحده پادشاهی انگلستان


در انگلستان و آلمان و غالب دیگر کشورهای اروپائی ، مدیران محلی ( منطقه ای - استانی - شهری - و... ) معمولا" دارای بیشترین اختیارات سازماندهی منطقه ی جغرافیائی تحت مدیریت خود هستند ؛ و به جای سیاست آمایش سرزمین ... که خاص نظام حکومتی متمرکز فرانسه است به سیاست « توسعه فضائی » spatial development، در چارچوب سیاست های شهری و منطقه ای 

town and country planning policy

.. میپردازند (1) .

(1) نگاه کنید به کتاب سیاستگذاری منطقه ای در جهانی در حال دگرگونی . نوشته ی نایلز هنسن و دیگران

کشورها یا دولت های متحده ( فدرال ) آلمان

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در سه شنبه سوم تیر 1393 |
 

 

آمایش سرزمین گرچه در سرزمین ، یعنی یک قلمرو جغرافیائی ، و طبق برنامه ، صورت میگیرد ؛ اصالتا" نه جغرافیا ست ، نه برنامه ریزی ، نه شهرسازی ، نه اقتصاد ، و...
تعریف سیاست آمایش سرزمین
politique d'aménagement du territoire

آمایش سرزمین عبارت است از مجموعه اقداماتی که دولت یا سازمان های محلی به منظور مساعدت و امداد به توسعه مناطق جغرافیائی یا به اصطلاح شهرستانها ، پیش میگیرند .
پس یک سیاست یا مجموعه سیاستهای توسعه ای است .
این سیاست ، بسیار فراتر از « سیاست توسعه شهر » ، شامل نظم و ترتیب دادن یا به اصطلاح بهتر آن در زبان فارسی ، ساماندهی فضائی ( جغرافیائی - مکانی ) انسان و فعالیت های عمرانی - اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی وی است .
بنابر این مشتمل است بر :
سیاست های توسعه فعالیت های اقتصادی ( تولید - توزیع - مصرف )
سیاست های مسکن - شهر و منطقه سکنای انسانی
سیاست های راه ( زمینی - آهن - هوائی ) و ترابری
سیاست های مخابرات و ارتباطات
این سیاست یا مجموعه سیاست ها بنام آمایش سرزمین ، اساسا" و اصولا" یک مضمون ( notion (فرانسوی دارد ؛ چرا که از بدو پیدایش خود در حوالی سال 1945 میلادی ، روند تصمیمگیری و اجرای آن برعهده دولت مرکزی فرانسه ( با تفویض اختیاراتی محدود به مناطق - استانها - شهرستانها - شهرها ... )
تصمیمگیری و وضع قوانین و مقررات آمایش سرزمین ، تهیه برنامه توسعه ای ملٌی و تهیه بودجه آن برعهده دولت مرکزی فرانسه است ؛ امٌا در اجرا سازمانهای محلی ( شوراهای منطقه ای و استانی و ... استانداری ها و فرمانداری ها و شهرداری ها و... ) بنا به موافقتنامه های منعقده بین دولت و آنها ، نقش می یابند .

حال آنکه در اتحادیه اروپا و از آنجمله در انگلیس این سیاست بیشتر در حیطه قدرت دولت های محلی است ؛ یعنی سیاست هائی است که دولت های محلی و قدرتهای محلی برای منطقه - استان - شهرستان - شهر و روستای خود اتخاذ و تصویب می کنند .
town and country planning policy

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در دوشنبه دوم تیر 1393 |

« آمایش سرزمین » میتواند قبل از هرچیزیک عقیده ، مسلک و مرام اخلاقی - انسانی و به ویژه مذهبی در راه حق الناس یا اخقاق حقوق مؤمنانی باشد که در مناطق جغرافیائی مشخصی از نعماتی که شایرین برخوردارند محروم میباشند . امٌا واقعیت این است که ابداع کنندگان آمایش سرزمین در فرانسه یا ایتالیا و امثال آنها آنچنانکه در اصل اوٌل قانون اساسی ج . ا . ایران آمده است در پی « حکومت حق » و حتی « انساندوستی » نبوده اند و مقصود آنان از استقرار عدالت بنابر مناطق جغرافیائی در واقع کاهش از شکافها و بی عدالتی های منطقه ای و ، نارضایتی مردمان ساکن مناطق محروم ، و قیام یا تجزیه طلبی آنها از یک طرف و سیل مهاجرت ها با خالی نهادن روستاها و شهرهای کوچک و امکانات آنها و تجمع در شهرهای بزرگ و ایجاد مسائلی بیشمار در آنها ، و...بوده است ؛ که چنین مسئله ای برای حکومت های ایالات متحده - فدرال کمتروجود داشته است .
عمل آمایش به احتمال بسیار بیشتر در یک حکومت استبدادی و تحت نظر استکباری که خواهان ثبات در درون کشورهای ضعیف تر نیست و نهایتا" با نظام فرماندهی قابل تحقق نیست و نظامی از برنامه ریزی را می طلبد که طبیعتا" همان نظام برنامه ریزی شهری - منطقه ای مجری سیاست های توازنگرایانه است :
اگر آمایش سرزمین یک عقیده و سیاست است برنامه ریزی شهری و منطقه ای ابزار و اسباب تحقق آن است .
امٌا وسیله ی برنامه ریزی شهری و منطقه ای که می تواند در خدمت نظام هائی سرمایه داری چون آمریکا و انگلیس باشد نباید به جای هدف ، یعنی آمایش سرزمین تعریف شود و از اینجاست که نمی توان در ترجمه آمایش سرزمین به زبان های انگلیسی - آلمانی - روسی و چینی و... به فرهنگ لغات اکتفا کرد ؛ و غالبا" فرهنگ لغات نقشی منحرف کننده را در این باره ایفاء می کنند .
در ترجمه های معمول نیز مترجمین با ذکر اینکه ترجمه را از کدام فرهنگ گرفته اند از خود اعلام برائت می کنند حال آنکه در کتاب ها و مقالات علمی این رشته همچنان که بارها مشاهده کرده ایم ذکر این نکته ضرورت دارد .
این است که متخصصان امر در واقع کمترین ارزشی برای ترجمه « آمایش سرزمین » به برنامه ریزی شهری و منطقه ای » قائل نیستند و نشان دادن تفاوت مفهوم و مضمون این دو اصطلاح را ضروری میشمارند .
امٌا در این تفاوت نیز نظرات متفاوتی بین صاحبنظران و حتی مؤسسات مسؤول امر وجود دارد و این است که موضوع توضیح این تفاوت در فرانسه طبیعتا" به « داتار » و نهایتا" به « کمیسیون ملی آمایش سرزمین » سپرده شده است و به این ترتیب تعریف آمایش سرزمین در فرانسه و به طور کلی در تمام اروپا تعریفی است که در قوانین و مقررات مربوطه آمده باشد ؛ تعریفی که سایر کشورهای اروپائی و از جمله کشور انگلیسی زبان بریتانیا نیز پذیرفته باشند و ترجمه آن به زبان انگلیسی نیز در قوانین و مقررات مربوطه آمده باشد .
نتیجه این که در آمایش سرزمین ، قبل ازهمه ، اصولا" و به خصوص بحث « سیاست های کلان کشور » ، تصمیم گیری و مدیریت کشورمطرح است :
به فرانسه
politique d'aménagement du territoire
به انگلیسی
town and country planning policy

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در دوشنبه دوم تیر 1393 |

 

 آمایش سرزمین ، سیاستی برای پیشگیری از بحران ها با عدالت گرائی و توسعه گرائی است که از مکتب مادر و اصلی آن در فرانسه اقتباس شده و اصل اصطلاح به زبان فرانسه که در ایران بنا به سلیقه ی شاه معدوم به آمایش سرزمین ترجمه شده است ؛ و بهتر می بود به « ساماندهی سرزمین ترجمه شود ، به صورت زیر است :


aménagement du territoire


کسانی که موفق به تحصیل در این رشته نشده اند ، به ویژه کسانی که رشته های مشابه آن را در کشورهای انگلیسی زبان تحصیل کرده اند ؛ یا حتی بدون تحصیلات مربوط ، یا چندان مربوط ، به زبان انگلیسی آشنا هستند و به منابع انگلیسی دسترسی دارند ، یا به خصوص اصولا" وابستگی یی به فرهنگ انگلیسی دارند و خود را در آن ناگزیر می بینند ؛ به منظور بدست آوردن مدیریت آمایش سرزمین در ایران و برخورداری از منابع مالی مصوب آن خود را آمایشدان معرفی کرده سعی می کنند داشته های مشابه خود در فرهنگ و زبان انگلیسی را به جای آمایش سرزمین ترجمه کنند و بیاورند ؛ یعنی :


town and country planning


حال آنکه « برنامه ریزی منطقه ای و شهری » همانطور که از نام آن برمی آید « برنامه ریزی » است و چون آمایش سرزمین اصولا" به معنی سیاستگذاری ( و بنابر این نخستین یا یکی از نخستین گام های مدیریت ) نیست ؛ چنانکه یکی از بزرگترین استادان جهان در این قلمرو بنام نایلز هنسن در کتاب بسیار معتبری که با همکارانش تدوین کرده است و تحت عنوان « سیاستگذاری منطقه ای » در جهانی در حال دگرگونی توسط دفتر آمایش و برنامه ریزی منطقه ای سازمان برنامه و بودجه ترجمه و منتشر شده است ؛ در فصل سوم که مربوط به فرانسه است از ترجمه اصطلاح اصلی آمایش سرزمین به زبان انگلیسی اجتناب کرده و عین اصطلاح فرانسوی آن ، یعنی aménagement du territoire
را در کتاب به زبان انگلیسی خود آورده است ؛ به خصوص که :


- آمایش سرزمین نوعی شیوه تفکر عدالتگرایانه است که با اصول حکومتی کشورهای تقریبا" بطور کامل سرمایه داری آمریکا و انگلیس مباینت دارد
- آمایش سرزمین به لحاظ فوق نوعی ایدئولوژی محسوب میشود که در مقابل کشورهای عبورکرده از ایدئولوژی قرار گرفته است ؛ حال آنکه با اسلامگرائی صد در صد منطبق است .
- آمایش سرزمین در جهت حفظ وحدت کشورهائی غیرفدرال و با حکومت متمرکز چون فرانسه و ایران کاربرد دارد و نه در کشورهای متحده و فدرال که هرمنطقه شرایط و برنامه ریزی ( منطقه ای ) خاص خود را دارد .
و حال چون اکثر کشورهای بزرگ اروپائی به صورت فدرال ( منطقه - منطقه ) اداره می شوند و اتحادیه اروپا نیز خود به صورتی منطقه ای است حتی در اروپا نیز خصلت اساسی آمایش را تا حدودی مورد اغماض قرار داده آن را به برنامه ریزی شهری و منطقه ای ترجمه می کنند !  یک غلط مصطلح برای اروپای عصر حاضر و به تبع آن تا حدودی کشورهای روسیه و چین و... که سبب انحراف اصولی ا ذهان غیر متخصصان ، متخصص نمایان ، و دانشجویان در کشوری چون ایران می شود که به ایدئولوژی ( اسلام ) ) پشت نکرده است ، فدرال نیست ، و خطراتی گوناگون آنرا تهدید می کند .

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 |
 
مطالب قدیمی‌تر