X
تبلیغات
آمایش سرزمین

اصول و فرایند آمایش سرزمین


را جدٌی بگیریم !


آمایش سرزمین مبتنی بر جغرافیای تخصصی این رشته ، یعنی « جغرافیای آمایش »

و آنگاه پژوهشگری  ، و آسیب شناسی اجتماعی

سپس : اقتصاد اجتماعی ، و 

نهایتا" مهندسی اجتماعی است که نتیجه این مطالعات

باتوجه به جهانبینی ( در ایران : اسلامی )

و خط مشی های عمومی کشور ( رشد و توسعه و رفاه با توجه به حفظ و تقویت انسجام و وحدت ملٌی )

به اتخاذ سیاست های اعتدالگرایانه ، عدالت ( جغرافیائی ) اجتماعی ، توسعه متوازن ، تعدیل توسعه کشور در جهت رفع یا تقلیل شکاف های توسعه ای بین مناطق و محل ها ...

.... و تهیه سند آمایش کشور منتهی می شود ؛ به این ترتیب که در هر اقدام عمرانی - اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی ضرورت های آمایشی را لحاظ می کنند ؛ و مثلا" با توجه به سیاست های آمایشی است که تاسیساتی چون تاسیسات آب - برق - مخابرات - کارخانه ها - تا مراکز آموزشی و فرهنگی ، با توجه به توانمندی های محل ها ، در سراسر کشوربا هدف تعدیل توسعه بین مناطق و محل ها  توزیع ( مکان یابی ) می شوند ؛ جلوی مهاجرت ها و سایر مسائل ناشی از عدم توسعه متوازن را حتی الامکان می گیرند و چه بسا رهیافت باز توزیع جمعیت را پیش می گیرند . 

سند آمایش کشور در برنامه های کوتاه ، میان و به خصوص دراز مدٌت کشوری لحاظ می گردد .

و آنگاه برای انجام ضمن برنامه گزاری به دستگاههای اجرائی مربوطه چون وزارت نیرو - وزارت راه - وزارت مخابرات - وزارت مسکن و شهرسازی احاله می شود ( که وزارتخانه ها و سایر دستگاه های اجرائی مربوط ، و فقط در این آخرین مرحله که مرحله اجرائی است ، از جمله به قواعد « کاربری زمین » متوجه می شوند ) و در این امر وضعیت شهرها و روستاها نیز لحاظ می گردد .

منتهی هر شهر و هر روستا نیاز به مطالعات خاص خود و بنابر این آمایش اختصاصی خود است که نه برنامه و نه بودجه آن کاملا" به دولت مرکزی و دستگاههای اجرائی مربوطه وابسته نیست ؛ یا نمی بایست باشد . 

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392 |


بی اعتنائی به ما آمایشگرانِ حقیقتا" متخصص و متعهد کشور سهل است ،


مردم مناطق ستمدیده و گرفتار محرومیت ها را گمراه نکنیم !


بیائید لااقل آینده این سرزمین


 و مردمش را جدٌی تر بگیریم ...


سیاسیکاری ، و تحقیر آنگلوفیلانه ی آمایش سرزمین به وسیله سپردن آن به مثلا" متخصصان جامعه شناسی آموزش کودکان و نوجوانان ! ، و وزیر و معاون وزیر رژیم سابق ! ، و به طورکلٌی خیانتکاران و ندانمکاران در یک جریان انحرافی بر علیه وحدت و توسعه و شرف و عزٌت ملٌی  از جمله مهم ترین مصائبی است که سبب بحران های عظیم و لاعلاج اقتصادی - اجتماعی - و... می شود .

آمایش سرزمین ، یک سیاست فرابخشی ، فرادستی و فراگیر است که قاعدتا" میبایست در قلب قدرت اجرائی کشور مورد مطالعه قرار گیرد ، و در برنامه های پنجساله ی توسعه لحاظ شود . امٌا این مهم حقیقتا" در برنامه های ارائه شده توسط جناب آقای دکتر روحانی به عنوان دیدگاه های دولت یازدهم وجود ندارد . 

دولت آقای دکتر روحانی آمایش سرزمین را فقط در راه و شهرسازی دیده است !!! .

آقای دکتر آخوندی ، نامزد محترم وزارت راه و شهرسازی ، نیز به سهم خود این تحدید  و انحصار سیاستهای عظیم آمایش سرزمین به فقط « راه و شهر سازی » را شدٌت و حدٌت بخشیده آن را به بخش مصرف و توزیع خدمات در سراسر کشور ، و آنهم در واقع به بهانه ی ضمنی توزیع جمعیت ( و رجعت دادن تخیلی آنان از شهرها به روستاها؟!!! ) محدود ساخته است .

آیا آمایش رودها و وارد ساختن آبهای خزر و خلیج فارس به فلات ایران ، آمایش سیستم های برق وگاز و پالایشگاهها و... ، آمایش معادن و صنایع سراسر سرزمین ، آمایش مخابرات ، و... و ... و...همکاری و همگامی با مس‍ؤولان محلی و به ویژه شوراهای منطقه ای و استانی هم از وظایف وزارت راه و شهرسازی است ؟!!! .

آمایش سرزمین ملجاء سیاستگزاری ، و برنامه ریزی ملٌی است که بنا به آن اختیارات و وظایف مدیریت های محلی وزارت کشور نیز تعیین ، و آنگاه به شوراهای منطقه ای و استانی و به طورکلی محلی نیز مرتبط می گردد .

سیاست های ارائه شده توسط آقای آخوندی در دفاع از برنامه دولت ، مورخ 23/ 5 / 1392 در مجلس شورای اسلامی ، بسیار بیش از آن که حتی پرتوئی ضعیف از آمایش سرزمین باشد سیاستهای انگلیسی مآبانه ی تامین و رفاه اجتماعی مینماید ؛ که در دانشگاههای هفتاد - هشتاد سال قبل انگلستان ، که اصولا" رشته ای بنام آمایش سرزمین ندارند ، و در مهد « سرمایه داری افراطی » به اعتدال وعدالت اجتماعی معتقد نیستند ؛ تحت همین عناوین تامین اجتماعی و نظیر آن ، تدریس می شده است ... و آنچنان از سیاستهای احمدینژادی توزیع پول نقد در سراسر کشور برای رسیدن به عدالت اجتماعی !!! دور نیست ؛ و البته که در سیاستهای احمدینژادی لا اقل مبلغی نصیب مردم اقصی نقاط کشور شده است ...

آمایش سرزمین انشاء نویسی های ابتکاری به منظور استفاده های کلان و در واقع سوء استفاده های بیدادگرانه ونهایتا" مخرب و جبران ناپذیر از بیت المال نیست . شاید صدها میلیارد تومان ، به قیمت جاری ، به اصطلاح صرف مطالعات کذائی آمایش سرزمین در ایران شده است که در حوالی سال 1376حتی به اصطلاح آشپزبا شی ها نیز خبر شده آن را به اجرا ننهاده اند ... حال آنکه با این پول قادر به ساختن جاده ها و پل ها و هزاران مسکن برای مردم ستمدیده و شهید پرور این مرز و بوم می بوده ایم ...

تکرار اشتباهات تا به کجا ؟ . آزمون و خطا تا به کی ؟ بی اعتنائی به تخصص و شایسته سالاری بنا به کدام تعهٌد ؟!!! .

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392 |


ضرورت آمایش سرزمین ایران از خلال سخنان مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری ِ حجت الاسلام و المسلمین جناب دکتر حسن روحانی

 از خدا می خواهیم که کارهای کشور هر چه سریعتر به پیش برود اما باید توجه داشت که کارهای کلان، طبیعتاً زمان بر است بنابراین نباید توقع داشت که مشکلات اقتصادی و دیگر مشکلات در مدت کوتاهی برطرف شود.

 باید با تکیه بر بشارتهای گوناگونی که در کشور وجود دارد و استفاده از همه ظرفیتها گامها را محکم و مطمئن برداشت.

 تلاش برای استحکام ساخت و اقتدار درونی کشور را درس بزرگ فشارهای اقتصادی دشمنان است ؛ باید هرچه می توانیم خود را در داخل مقتدر کنیم و دل به بیرون نبندیم چرا که هر کس به بیرون دل ببندد وقتی با فشارها مواجه می شود خلع سلاح خواهد شد.

 مسائل اقتصادی و استمرار پیشرفتهای علمی  در استحکام ساخت درونی دارای اهمیت درجه است و باید با جدیت این دو مسئله را دنبال کرد.

 باید با تکیه بر امکانات فراوان کشور، به کارهای بزرگ همت بگماریم.



برچسب‌ها: آمایش سرزمین, استراتژی دراز مدت, ظرفیتها و امکانات سرزمین, کارهای, عمرانی
نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 |

ششم تیر ماه 1392

جناب آقای دکتر حسن روحانی

به ریاست جمهوری اسلامی ایران خوش آمدید 

می بینیم که امید و تدبیر را شعار دولت خود قرارداده اید 

امید وقتی وجود دارد که تدبیری حقیقی و مناسب وجود داشته باشد 

تدبیر مناسب آن است که نه فقط در بخشی از سیاست خارجی و در ارتباط با حل مشکل کوتاه مدٌت اقتصادی ، بلکه  متوجه میان مدت و دراز مدت  و پاسخگوی به خصوص خطیر ترین مسائل بالفعل و بالقوه کشور باشد . در ایران :

1 - سیاست داخلی و به ویژه « تبعیض » از جمله ی بارز ترین ، اصولی ترین مسائل و، بیگمان ، خطیرترین معضلات اجتماعی است ؛ و همین تبعیض بین مردم تهران و مردم شهرستانها - مردم شهرها و مردم روستا ها - و حتی بین مردم محله های مختلف یزرگشهرهائی چون شهر تهران ، سبب ، یا از اسباب اولیه انقلاب اسلامی قرار گرفته است . عدالتِ منطقی ، و متضمن توسعه ، تدبیری است که ، در قلمرو مدیریت پیشرفته جهانی ، دراجرای سیاست مشهور آمایش سرزمین نهفته است .

2 - ساختار جغرافیائی - تغییر و تحولات تاریخی ، قومی ، اجتماعی ، سیاسی ، و نهایتا" فرهنگی از یک طرف ، و عدم آگاهی های کافی سیاسی بر اثر جنگ تحمیلی - تحریم های اقتصادی و...متفاوت در بین برخی ، هرچند بسیار معدود ، از مردم مناطق مختلف ، که قابل کتمان نیست ، در این برهه ی سرنوشت ساز تاریخی ، مقتضی تمرکز ، و آنهم تمرکز منطقی در حفظ وحدت و امنیت ، امٌا در عین حال متضمن رشد و توسعه لازم در ایران است ؛ که آن نیز نه تنها در سیاست های آمایش سرزمین متجلی شده است ؛ بلکه فلسفه اصلی آمایش سر زمین را تشکیل می دهد .

چرا آمایش سرزمین در برنامه های جناب عالی وجود ندارد ؟

آقای رئیس جمهور خواهشمند است

لااقل در این برهه :

1- « مطالعات آمایش سرزمین » ( که تا کنون هیچگاه به مدیریت متخصصان آن و به درستی صورت نگرفته است ) را در برنامه خود قرار دهید .

2 - برخلاف سابق و برای اینکه بازهم نتایجی عکس گرفته نشود و به اتلاف وقت و هزینه نیانجامد ؛ در این راه از رآس تا ذیل از خدمات متخصصان حقیقی آمایش استفاده فرمائید .

3 - و ریاست سازمان مدیریت و معاون برنامه ریزیِ آن حد اقل کسانی باشند که « غلام وار »در مخالفت بارز یا پنهان با آمایش سرزمین تجربه پس نداده و شهره نشده باشند .

    با احترام . علیرضا آیت اللهی 


http://amayeshgar.blogfa.com/


نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در یکشنبه ششم مرداد 1392 |

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392 |

برای رسیدن به اهداف آمایش در یک سرزمین میبایست ابتدا به مطالعه ی وضع موجود و به ویژه مسئله یابی از درون آن پرداخت .


از اینجاست که آمایش و برنامه ریزی در کشورهای گرفتار فقر سواد و تخصص آمایش و برنامه ریزی از یکطرف ، و فرصت طلبی سیاستمداران و به طور کلٌی رندان جاه طلب و پول پرست از طرف دیگر ، به انحراف و انحطاط و سیر قهقرائی می افتد و غالبا" ، در عمل ، بنام آمایش و توسعه در جهت خلاف آنها حرکت می کند . 

این است بزرگترین مسئله آمایش در کشورهای در کشورهای درحال توسعه امٌا عملا" واپسگرا

مسئله نه فقط از یسوادی که بیشتر از کم سوادی و به قول مولانا « نیم دانش » (1) آنها نشآت می گیرد و قبل از همه چیز در ارائه فهرستی از « آرمان ها » به جای اهداف آغاز می شود . (2). در کدام کشوری است که ادعا شود فقر ، بیکاری ، تورم ، عدم ثبات اقتصادی ، نابرابری اجتماعی ، عدم اعتماد به مسوولان امر و...و...و...وجود ندارد .

اصولا" در امر توسعه ، و بنابراین برنامه ریزی توسعه ، آرمان ها به معنی آرزوها و اهداف بزرگی هستند که ممکن است هیچگاه به صورت کامل تحقق نیابند ، مثل باسواد کردن کلٌ مردم کشور یا به خصوص فقرزدائی و تامین رفاه برای عموم . امٌا :

اهداف ، هر آنچیزی هستند که بنا به مطالعات صورت گرفته ، و کمٌی شده و توانائی های موجود جامعه ، قابل دسترسی باشند ؛ مثلا" افزایش 5 درصد به جمعیٌت باسواد کشور طی پنج سال آتی ؛ یا افزایش قدرت خرید فقرا با افزایش ررآمد آنان ضمن ثبات قیمت ها (3) ، یا کاهش نرخ مبتلایان به ایدز ، و...

در اوج توسعه و برنامه ریزی برای آن ، یعنی بین 1940 و 1950 ، کشورهای پیشگام در این امر فهرستی از آرمان های خود را سرلوحه ی کار قرار می دادند ؛ و هم اکنون پس از نزدیک به یک قرن در کشورهای واپسمانده ی علمی هنوزهم به چنین امری بدیهی دست زده نام آن را اهداف برنامه می نهند !!! ؛ حال آنکه :

هدف به معنی مقصدی است تعیین شدهبه کمٌیتی نسبتا" دقیق که باید طی مدٌتی معیٌن به آن دست یافت . مثلا" میزان فقر ، بعنی فرضا" کاهش تعدادی از خانوارهائی که روزانه کمتر از سی هزارتومان درآمد دارند ؛ یاکاهش نرخ بیسوادی در کشوری که سی درصد بیسواد دارد به نصف آن طی پنجسال ؛ به عبارت دیگر اگر کشوری با صدمیلیون نفر جمعیٌت در سال 12392 دارای سی درصد بیسواد است هدف این باشد که از سال 1397 تعدادبیسوادان به فقط پانزده درصد از جمعیٌت آن کشور در آن سال برسد . اینجاست که می بایست :

- ابتدا مسئله شناخته شده باشد

- ثانیا" مقدار آن با آمارگیری و آمارگری مشخص شده باشد

- ثالثا" هدف رفع مسئله بیسوادی ، یا « توسعه باسوادی ( آموزش دبستانی ) » دقیقا" تعیین شود 

- رابعا" شاخص ها ، یعنی همین درصد ها پیاژی مورد مطالعه باشند

- خامسا" به آمایش و حفظ توازن محلی و منطقه ای توجه شود . یعنی اگر در منطقه ای از کشور فقط 20 درصد بیسواداند و در منطقه دیگری چهل درصد بیسواداند در بخش توسعه سواد یا سواد آموزی به منطقه ی اخیر که از نظر سواد عقب مانده تر یا به اصطلاح نحروم تر است زودتر و بیشتر رسیدگی شود 


(1) به گفته ی جلال الدین بلخی :

نیم دانش دست او را بسته کرد 

جان ببرد الٌا که خود را خسته کرد

(2) ازجمله نگاه کنید به مطبوعات الکترونیک کشور در تاریخ های 28 - 29 و 30 اسفندماه سال 1391 و انتقادی بر آن در تاریخ 11فروردین 1392 تحت عنوان « عده ای به جای برنامه، آرزوهایشان را در قالب شعار بیان می کنند » ؛ که باز این منتقد نیز باتوسل به شعارهائی دیگر در عمل برنامه ای از خود ارائه نداده است .

(3) اگر چنین امری به صورت صحیح صورت گیرد و به هرطریقی و حتی از طریق پرداخت یارانه نقدی به دهک های فقیر تر جامعه که خواه ناخواه در روستاها و مناطق به اصطلاح محروم قرار دارند قدرت خرید واقعی ، و نه افزایش مخارج تفننی آنان ، بالارود به نوعی در چهارچوب استقرار عدالت اجتماعی و توازن توسعه منطقه ای عمل شده است ؛ لیکن اگر با پرداخت همین یارانه های نقدی به دهک های ثروتمند تر جامعه و ایجاد تورم قدرت خرید مردمان فقیر ترین مردمان مناطق را ثابت نگهدارد یا حتی کاهش دهد و دریافتی آنان را به جای صرف مخارج منطقی ( تغذیه و بهداشت بهتر ، آموزش ، و... ) به سوی مخارجی غیر ضروری چون گردشگری و رمٌالی و جن گیری سوق دهد برخلاف توسعه و آمایش سرزمین صورت گرفته است .  


نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در یکشنبه یازدهم فروردین 1392 |

قلمروهای سرزمینی آمایش و محدوده ی شاخص ها

تقریبا" همیشه در کشورهای عقب مانده ی کم و بیش در حال توسعه ، امٌا غالبا" گرفتار واپسگرائیِ نظام های ضدٌ علمی خود ، جاه طلبان و فرصت طلبانی در واقع عوامفریب یافت می شوند که در پی کسب مقام و موقعیٌت اجتماعی ، و منافع مالی شخصی بدون این که تحصیلاتی حقیقی  و کافی در رشته تحصیلی آمایش سرزمین در دانشگاهی معتبر داشته باشند مدٌعی برنامه ریزی برای آن می شوند ؛ و طبیعی است که اگر نتیجه ای معکوس نگیرندجز صرف وقت و هزینه ی بسیار به نتیجه دیگری نمی رسند .

در کشورهای پیشرفته و آگاه از فلسفه و روش آمایش سرزمین که به تعهد واقعی در برابر خدا و مردم ، وجدان کار و دانش حقیقی مربوطه آراسته اند معمولا" شاخص های توسعه برای رسیدن به اهداف سه گانه آمایش سرزمین ، و از آنجمله :

پنج قلمرو اصلی 

 شاخص های اساسی آن را که در بخش اجتماعی و سرمایه اجتماعی است را در پنج قلمرو متفاوت مورد بررسی قرار می دهند :

1 - آمایش سرزمین ( ساماندهی عادلانه پهنه ی جغرافیائی کشور )

و مکمٌل های آن :

2 - تاسیسات و تجهیزات خدمات شهری که بر عهده ی شهرداری ها است 

3 - مسکن

4 - ورزش و تفریحات سالم

5 - افزایش قدرت سازمان های محلٌی شهری و روستائی ؛ از دهداری و شورای روستا تا ...

بنابر این شاخص های توسعه آمایشگرانه نیز حدٌ و مرز جغرافیائی ( مکانی ) پیدا می کنند ؛ و در بخش مربوط و منطقی خودقرار می گیرند . مثلا" انواع راه و وسایل حمل و نقل و تناسب آن با جمعیٌت و فعٌالیٌت های وی در هر محل از کشور شاخص هائی دارد که در قلمرو سرزمین کشور ، منطقه و ناحیه تعریف می شود ؛ تا به شهر و روستا برسد و کوچه و خیابان و سایر راههای دسترسی شهری و تناسب آن با جامعه شهرنشین و فعالیٌت های اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی در بخش وظایف شهرداری ها و آمایش شهری . 

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در سه شنبه ششم فروردین 1392 |

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391 |

شاخص های اجتماعی

در برخی ازکشورهای در واقع عقب مانده ی جهان « اقتصاد زدگی » در مطالعات و تصمیم گیری ها ، خود یکی از عوامل توسعه نیافتگی و فقدان آمایش سرزمین حقیقی شده است ؛چرا که شاخص های اجتماعی ( و طبیعتا" سیاسیِ ) توسعه اگر اهمٌیتی بیش از شاخص های اقتصادی نداشته باشند ؛ اهمیتی کمتر از آنها هم ندارند : تا جامعه ای دارای امنیت لازم و حدٌ اقل امکانات و تو سعه اجتماعی ( مثل سلامت و توان کار ، آموزش و تخصص لازم ،و..) نباشد ؛ هرگونه رشد و پیشرفت در آن بسیار کند یا سبب شکاف های بیشتر و عمیق تر و بحران های متعددسیاسی - اجتماعی می گردد .

مکتب آمایش سرزمین فرانسه ، و مکاتب نظیر آن ، حاصل بحران های اقتصادی - اجتماعی و نهایتا" سیاسی در اروپا و آمریکای شمالی ، و در نتیجه جنگ های بین الملل اوٌل و دوٌم هستند که زمامداران را به ناچار ، و به منظور حفظ کشور ، یا لااقل وحدت سرزمینی کشورشان ، به اتخاذ سیاست های آمایشی ، یا در واقع اجتماعی - سیاسی تر سوق داده اند .

رسیدگی به وضع مردم فقیر و بنابر این ناراضی و مهیٌای طغیان ، یا ایجاد هرج و مرج و عقب ماندگی بیش و بیشتر ، تنها با رشد اقتصادی امکانپذیر نیست . بنابر این پس از جنگ های اوٌل و دوٌم و مشاهده عواقب ویرانگر تبعیض و فقر در سراسر جهان ، برنامه هائی بیشتر متکی بر شاخص های اجتماعی ( ساخت بیمارستان - آموزشگاه - و... ) در پهنه گیتی رایج شد و اصولا" امنیت جهانی در توسعه جهانی دیده شد و به این دلیل بود که سازمان ملل متحد بنا به دو هدف اصلی امنیت و توسعه بنیان یافت .

امٌا به زودی و بین سالهای 1960 و 1970 ، تفرعن و طمع نزد دولتمردان کشورهای بزرگ ، و در پی آن کشورهای در حال توسعه یا عقب مانده ای که کورکورانه از آنان متابعت می کردند ؛ توجهات را به سوی اولویت رشد اقتصادی ، و آنهم به صورتی افراطی ، سوق داد ؛ تا آنجا که اقتصاد و علوم اقتصادی را اصل دانستند و جامعه شناسی و اصرار بر استقرار عدالت اجتماعی بین افراد و آحاد یک جامعه را چپگرائی معرفی کردند ...

در این میان حکومت فرانسه که از نظر صنعتی از آمریکا ، آلمان و انگلستان عقب مانده بود ،و در آستانه بحران های شدید اجتماعی - سیاسی و حتی تجزیه طلبی ها و فروپاشی کل کشور قرار گرفته بود اساس را بر رسیدگی به کلٌ افراد جامعه در تمام مناطق آن کشور ، استقرار حتی الامکان عدالت اجتماعی ، در دراز مدت ، نهاد و به این منظور ، و در واقع به منظور رسیدگی بیشتر به اوضاع و احوال مردمان مناطق عقب مانده تر خود سیاست های آمایش سرزمین را ابداع کرد و از حوالی سال 1945در برنامه های پنجساله ملٌی و منطقه ای و محلی خود که بسیار کمتر از برنامه های آلمان و انگلستان و نظایر آنها متکی بر اقتصاد ( و بنابر این بنا بر سرمایه داری افراطی ) بودند ، به اجرا نهاد.

آمریکا ، خود مکتب « اقتصاد فضائی » را که مشابهت هائی با مکتب آمایش سرزمین دارد ؛ در حوالی سال 1930بنا نهاده بود؛ آلمان و ایتالیا و هلند و...نیز کوشش هائی مشابه در این راه داشته اند ؛ و حتی برخی نجات انگلستان از بحران های دهه های 1970 و 1980 را مدیون تقلید آن از برنامه آمایش سرزمین در فرانسه دانسته اند .

نهایتا" در دهه 1990 مسئله ضرورت توجه بیشتر ، در کشورهای سرمایه داری غرب و کشورهای عقب مانده یا به اصطلاح درحال توسعه وابسته به آنها ، به اوضاع اجتماعی و تمام مردم جامعه مطرح گردید ؛ و « شاخص های توسعه انسانی » یا در واقع اجتماعی در دستورکار قرار گرفت .

شاخص های توسعه انسانی تقریبا" همان شاخص های اجتماعی - فرهنگی ( فرهنگ به مفهوم علوم و فنون حقیقی و نه مطالبی دیگر ) مورد توجه مکتب آمایش سرزمین در فرانسه بوده اند ؛ که هم اکنون تحت این عنوان مورد پذیرش سایر متخصصان توسعه و آمایشگران سراسر جهان هم قرار گرفته اند ؛ و بیشتر به دو بخش « آموزش و آگاهی » و « سلامت و تامین اجتماعی » منعطف می گردند ؛ بدون این که شاخص توسعه اقتصادی « هزینه ی سرانه » یا قدرت خرید را از نظر دور دارند .

(ادامه دارد )     

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391 |
 

 مناطق محروم

 

با مطالعات شاخص های توسعه است که می توان شکاف های توسعه را دریاقت  ومناطق عقب مانده یا محروم را نسبت به مناطق توسعه یا فته یا اصطلاحا" برخوردار تشخیص داد. مثلا" در ایران : آیا هرمزگان برخوردارتر است یا قم ؟ .

برای آمایش سرزمین یا ساماندهی یک کشور می بایست ابتدا میزان توسعه نیافتگی مناطق ُ یا مسامحتا" استانهای آن را سنجید ُ مناطق توسعه نیافته را به صورتی به اصطلاح علمی تشخیص داد و نسبت به نیازهایشان طبقه بندی کرد و آنگاه به برنامه ریزی و برنامه گزاری آمایشی پرداخت .

در این باره مطالعات متعددی صورت گرفته است که اکثر آنان توسط غیر متخصصین بوده است و بی اعتبار است ؛ مگر معدودی چون مطالعه ای که در دانشگاه اصفهان صورت پذیرفته است و معتبر تر از اکثریت سایر مطالعات می نماید . در نتیجه مطالعه مزبور استانها به چهار گروه ( توسعه یافته - نسبتا" توسعه یافته - کمتر توسعه یافته و محروم ) تقسیم شده اند : 

استان های توسعه یافته:

۱ - تهران

۲ - اصفهان

۳ - خراسان رضوی

۴ - خوزستان

۵ - مازندران

۶ - فارس

استانهای نسبتا" توسعه یافته :

۷ - آذربایجان شرقی

۸ - کرمان

۹ - یزد

۱۰ - گیلان

۱۱ - بوشهر

۱۲ - آذربایجان غربی

۱۳ - هرمزگان

استانهای کمتر توسعه یافته :

۱۴ - لرستان

۱۵ - خراسان شمالی

۱۶ - مرکزی

۱۷ - قزوین

۱۸ - خراسان جنوبی

۱۹ - گلستان

۲۰ - زنجان

۲۱ - همدان

۲۲ - اردبیل

۲۳ - کرمانشاه

۲۴ - سمنان

۲۵ - کردستان

استانهای محروم :

۲۶ - سیستان و بلوچستان

۲۷ - ایلام

۲۸ - چهار محال و بختیاری

۲۹ - قم

۳۰ - کهکیلویه و بویر احمد

 ( ادامه دارد )

نوشته شده توسط عليرضا آيت اللهي Alireza Ayatollahi در یکشنبه یازدهم تیر 1391 |
 
مطالب قدیمی‌تر